تبلیغات
وبلاگ خلیج همیشه پارس - قدمت نوروز
 
وبلاگ خلیج همیشه پارس
خلیج همیشه پارس
درباره وبلاگ


راه های ارتباطی با ما.mohamadyasintalakar@ymail.com
yasintalakar@gmail.com mohamadblog7@mihanmail.ir www.facebook.com/yasintalakar

مدیر وبلاگ : yasin talakar
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
>
قدمت نورو
به ن
ز قل ازنوشته آقای امیر فریدون گرکانی :
« روزاول فروردین یا "هرمزد روز" نزد ایرانیان آغازسال نو وجشنی بزرگ و باستانی به نام نوروزاست. این زمانی است که روزو شب برابرند و طبیعت دوره سرما را پشت سرگذرانده ، موسمی معتدل را شروع میکند و زمین ازخواب زمستانی بیدار شده ، جنب وجوش حیات را از سر میگیرد..

بی گمان نوروز به دوران کهنی مربوط میشود که خورشید نزد اقوام هند و ایرانی ،ایزدی بزرگ به شمار میرفت وآیین نوروز یکی از مراسم دینی مربوط به این ایزد(فرشته- یار و یاور) بوده است.

دراساطیرایرانی ، نوروزجشن خلقت نخستین انسان"کیومرث" است. کیومرث درکتب پهلوی نخستین بشرو درشاهنامه به عنوان نخستین پادشاه آمده است وبنا به این روایات او بود که در نوروز آیین پادشاهی را رسم نهاد.

در شاهنامه در این مورد چنین آمده است :

" پژوهنده نامه باستان

که از پهلوانی زند داستان

چنین گفت که آیین تخت و کلان

کیومرث آورد ، کو بود شاه

چو آمد به برج حمل آفتاب

جهان گشت با فر و آیین و تاب

بتابید ز انسان ز برج بره

که گیتی دوان گشت از او یکسره

کیومرث شد بر جهان کدخدای

نخستین به کوه اندرون ساخت جای"

بازبنا به روایات دیگر(بعد از اسلام)"آغاز گردش اختران درافلاک ازهمین روزنوروز بوده است"...وضع این روز را به کیومرث نسبت میدهند. چنین گویند که این روزاز زمان توفان مانده (توفان نوح) که بعد استقرارکشتی دراین روز، اهل سفینه(کشتی) برخود مبارک دانستند که هرسال به عبادت و سرورگذرانند واین رسم مستمر بود. آفتاب در روزاول فروردین به نقطه اعتدال تحویل نمود و جمشید امر کرد درآن روز جشنی عظیم کردند وآن روز را نوروز نام کرد و به تجدید رسم کیومرث پرداخت و دربعضی تواریخ مسطور است که "چهل مناره استخر فارس" ازبناهای اوست(جمشید) و آثارعدالت و رعیت نوازی دراین روز از او به ظهور رسیده است وقواعد نیک بنیاد نهاد و مردمان را فرمود که هر سال که فروردین نو گردد ، جشن نمایند و آن را نوروز دانند...

جمشید داد بگسترد و علما را بفرمود که روز مظالم من بنشینم ، شما نزد من آیید ، هرچه در او داد باشد مرا بنمایانید تا من آن کنم . ونخستین روزبه مظالم نشست و"هرمزد روز" بود ازماه فروردین. پس آن روز را نوروزنام کرد وتاکنون سنت گشت...یک روایت دیگر از منصور ثعالبی است که در تاریخ خود نوشته است :

«جم (جمشید) امرکرد تا تختی ازعاج و چوب ساج برای او بسازند و آن را با دیبا مفروش کرد و برآن نشست و به شیاطین( دیوان) فرمان داد تا او را به روی شانه هایشان درمنطقه ای که بین زمین و آسمان است حمل کنند و او را در یک روزازدماوند(کوه) به بابل بردند و آن"روز اورمزد" ازماه فروردین بود و روزاول بهار بود که آغازسال و تجدید حیات زمان و بیداری زمین بعد ازخواب زمستانی است و مردمان می گویند این روزی نو و عیدی میمون با نیرویی بیشمارازپادشاهی خارق العاده است واین روزکه نوروز میخوانند عید اصلی شان محسوب میشود وازاینکه پادشاهشان به آن درجه ازعظمت رسیده است و به نیک بختی آن پادشاه و توجهات دولت او که راحتی وایمنی و سلامتی و ثروت بدیشان داده است خدایشان "اورمزد" را ستایش میکنند واین عید سعید را با خوردن وآشامیدن و نواختن آلات موسیقی جشن میگیرند و به شادی می نشینند.»

برگزارساختن نوروزبه زعم ایرانیان پیوسته همراه با آداب وسنن مخصوص بوده است. درمطالعه میتوان شباهتی میان آداب به نوروز و سنت های بسیار کهن اقوام دیگر در مورد روز سالشان مشاهده کرد. البته نباید آداب نوروزی ایرانی را تقلیدی ازدیگران دانست ، زیرا با پیگیری و پژوهش معلوم میشود که انگیزه نهانی و واقعی درفصل دوم " وندیداد"ذکر شده است که «ایرانیان تحت ریاست اهورامزدا گرد آمدند وجمشید اعتدال ربیعی را به اهورامزدا هدیه کرد.» وبه قول ابوریحان بیرونی ، فروهر زرتشت در نوروزبا اهورامزدا پنهانی ملاقات کرد وسرنوشتهای خوشبخت به مردمان داده شد وبه قول قزوینی درروزاول فروردین که نام خدا "اورمزد" را برخود دارد ایرانیان معتقد هستند سرنوشت های نیک و شاد میان مردم زمین تقسیم میشود و خیر و شر در این روز پخش میشود.

با وصفی که گذشت میتوان استنباط کرد که جشن روزسال نو وسنت مربوط به آن درحقیقت جنبه دینی باورهای ایرانی داشت و انگیزه نهانی آن تقاضای باروری زمین و دارا بودن سالی خوب و بدون آفت و بیماری و سرشار از فراوانی و نعمت بوده است.»


تاریخ مکتوبی نوروز

به نقل از "گل و گشت کتیبه 1385 " :

«نوروز ، جشنی به دیر سالی تاریخ و آیینی که نام و نشانش با فرهنگ پارسی گره خورده است.

تاریخ مکتوب ، پیشینه ی این جشن را به دوران هخامنشیان پیوند میدهد و نقوش و تصاویر برجسته ای درکنار دیگر سنگ نبشته های تخت جمشید که ازحضورنمایندگان طبقات چند گانه ی مردم هنگام تقدیم هدایای نوروز حکایت میکند.درمورد جشن نوروز و دوران ساسانیان ما ازمنابع وآگاهی های بیشتری برخورداریم. بیرونی مینویسد : «جشنها شش روزبه درازا میکشید. روزنخست ابتدا مردی خوش سیما درحضورشاه بارمی یافت و سپس "دبیربد" و "موبد موبدان"

و "ارتشتاران" و "وزیران"...هر روزنمایندگان یکی ازطبقات مردم ازجمله" دهگانان" و" پیشه وران" و" بازرگانان" و "صنعتگران" برای عرضه شاد باش به حضور پادشاه میرسیدند و هدیه ای تقدیم میکردند و هدیه ای متناسب با کار و کسب خویش می ستادند.پادشاه تاج برسر وبا پوشاک رسمی وارد تالار میشد. نخست یزدان را سپاس میگفت وخطابه ای میخواند و مراسمی برپا میشد و در انتهای مراسم ، پادشاه خطابه ای دیگر بیان میکرد.» نمایندگان اقوام مختلف در تخت جمشید بهنگام اقوام آریایی بهنگام شاد باش نوروزی

شاد باش نوروزی


باز کن پنجره ها را و بها ران را باور کن

به نقل از نوشته آقای بهرام معصومی :

«جشن نوروز، بدون تردید یکی از زیباترین اعیاد جهان بوده واز منطقی ترین مبداء برای آغاز سال بشمار میرود. از دیدگاه نجومی این روز مقارن با اعتدال ربیعی یعنی هنگامی است که خورشید روی مدار استوا قرار میگیرد و روز وشب برابر میشود. بهرحال روزی است که طبیعت از خواب زمستانی بیدار میشود و زندگی با فر و شکوه و جلال جاودانه اش آغاز میگردد و زیبایی آفرینش در والاترین چهره خود آشکار میشود.

ابو ریحان بیرونی در اثر ارزشمند خود «از رسم های پارسیان ، نوروز چیست» مینویسد :« نوروز نخستین روز از فروردین ماه وپیشانی سال نواست وششم فروردین ماه "نوروز بزرگ" باشد زیرا که خسروان(منظورشاهان ساسانی) بدان پنج روز، حق های خویشان و چاکران و گروه ها بگذارندی و حاجت ها روا کردند و آنگاه بدان روزششم خلوت کردندی خاصگان را ، و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین است که اول روزی است که زمانه و بدو(پیدایش) ملک (سرزمین) آغازید گردیدن.»

از نظر ملی و تاریخی ، نوروزباستانی زمانی است که جمشید شاه ازکارهای سازندگی فارغ شد ، مردمان درآسایش و رفاه ، کشور در امنیت و آبادانی و همه احتیاجات به وفوریافت میگردید. به دیوان فرمان داد که تختی زرین و جواهرنشان برای او آماده سازند و او را به هوا برند واین روز را آغازسال نو خواندند و فردوسی بزرگمان در اثر جاودانه خود "شاهنامه" در همین رابطه می سراید :

«چو این کارهای وی آمد به جای

ز جای مهی ، برتر آورد پای

به فر کیانی یکی تخت ساخت

چه مایه برو گوهر اندر نشاخت

که جون خواستی دیو برداشتی

ز هامون به گردون بر افراشتی

چو خورشید تابان ، میان هوا

نشسته بر او شاه فرمانروا

سر سال نو ، هرمز فرودین

بر آسوده از رنج تن ، دل ز کین

چنین جشن فرخ از آن روزگار

بمانده از آن خسروان یادگار».

و از حکیم عمر خیام در "نوروزنامه" میخوانیم :

«...اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود یکی آنک هر سیصد و شصت و پنج روز و ربعی ازشبانه روزبه اول دقیقه حمل(ماه اول بهار) باز آید به همان وقت و روز که رفته بود ، بدین دقیقه نتواند آمدن ، چه هر سال از مدت همی کم شود (پایه گذار سال شمسی درایران ، حکیم عمر خیام بود همراه با یاران دانشمندش ودر زمان ملک شاه سلجوقی که بدان "گاهشمار جلالی- ملکشاهی" یا "خیامی"گویند) و چون جمشید آن روز را دریافت ، نوروزنام نهاد وجشن وآیین آورد وپس ازآن پادشاهان و دیگرمردمان بدو اقتدا کردند و قصه چنین است که چون کیومرث اول ازملکوک عجم (عجم یعنی خارجی که منظورایرانیان است و چرا خیام از عجم میگوید ونه از ایرانیان یا پارسیان؟!) به پادشاهی بنشست خواست که ایام سال وماه را نهد و تاریخ سازد تا مردمان آن را بدانند ، نگریست که آن روز بامداد آفتاب به اول حمل آمد. موبدان عجم را گرد آورد و بفرمود

که تاریخ از اینجا آغاز کنند. موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند.»

...زرتشتیان دوران ساسانی قبل ازدید وبازدید نوروزی به پرستش و ستایش" دادار" یا اهورامزدا می پرداختند و شاهان هخامنشی در این روز در"تالار آپادانا" بارعام میدادند. نمایندگان کشورهای بیگانه ، گروه های مختلف به حضور پادشاه شرفیاب میشدند ، هدایایی تقدیم میکردند و در برابر ارمغانی وصول میداشتند. داریوش کبیردر نوروزبه معبد بابل میرفت و دست "رب النوع" بابل را میگرفت. شاهان ساسانی با شکوه و جلال فراوان ، عید نوروز را جشن میگرفتند وگرامی میداشتند.پادشاه با جامه ابریشمی وزیبا دربارگاه برتخت مخصوص می نشست و "موبدان موبد" با سینی بزرگی که درآن نان ، سبزی ، شراب ، انگشتر، شمشیر،قلم و دوات بود با اسب و باز

به نزد وی میرفت و نوروز را شادباش میگفت....


تالار شرقی آپادانا داریوش اول بهنگام تاجگذاری

مدت جشن نوروز درزمان ساسانیان یک ماه بود ولی امروزه به 13 روز تقلیل یافته است. نوروزهمواره با آیین و مراسم ویژه ای همراه بوده وهست. بیست و پنج روز قبل ازنوروز دربرابر"تخت جمشید" هفت و به روایتی دیگردوازده ستون ازخشت خام بر می افراشتند و روی هرستون گندم ، جو، عدس ، باقلا ، برنج ، نخود ، لوبیا ذرت ، ماش ، ارزن و کنجد می کاشتند و در ششمین روز فروردین آن را با ساز و دهل می چیدند. این سبزه ها را درمیان خانه و اطاقها می پراکندند وآن را تا روزشانزدهم جمع نمی کردند. کاشت این غلات و حبوبات از آن جهت بود که هر کدام سبزتر و بلند تر میشدند ، آن را به فال نیک گرفته و بیشتر زراعت آن سال را به آن اختصاص میدادند. خوشبختانه این رسم زیبای کاشتن کماکان نزد ایرانیان متداول است و جای ویژه ای را در سفره هفت سین تصاحب میکند...فردوسی میگوید :

روز نوروز در زمان کیان

می نهادند مردم ایران

شیر و شهد و شراب و شکر ناب

شمع و شمشاد و شاهد اندر خوان

(زمان کیانیان از کی کواد تا گشتاسب. زرتشت در زمان گشتاسب شاه میزیسته )

و بساط هفت شین را آماده میکردند. البته عدد هفت رقم مقدسی بود و در بین ملت های جهان و دراکثرفرهنگهای دینی مورئ احترام بوده و هست. در آیین زرتشت به هفت امشاسپند یا فرشته بر میخوریم که نگاهدارنده جهان هستی و صفات انسانی هستند. در آیین بودا ، بودا پس ازتولد هفت ، قدم به سوی گیتی برداشت وبرکت آورد...پس از سلطه تازیان(مسلمانان) ... نوشیدن شراب را منع میداشت ، سفره هفت شین به هفت سین تبدیل گردید که عبارتند از:

1- سیب به نشان برکت و نعمت و فراوانی و آنچه نیکی است

2- سبزه یا سبزی به نشان شادی و خرمی

3- سمنو به نشان افزونی نان و خوراک افراد خانواده

4- سیر به نشان دفع آفات و پاکیزگی محیط زیست

5- سرکه به نشان تندرستی و ایمنی و پاکی و پاکیزگی

6- سماق به نشان برکت اجاق و آشپزی خانواده

7- سنجد به نشان عشق و ازدواج و تولید نسل

و به فراخور حال ، سفره را با آیینه و شمعدان و کتاب مقدس یا شاهنامه و حافظ و تنگ (بلوری) آب و ماهی قرمز و غیره تزیین میکردند...

در بین دوازده روزی که بین نوروز و پایان مراسم آن یعنی سیزده بدر فاصله است اوقات مردم به شادی و تفریح می گذرد و البته سیزده بدر آیین ویژه خود را دارد.»


دید و بازدید نوروزی

دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب "نقش بر آب" پیرامون دید و بازدید نوروزی مینویسد :

«بچه هاعمربه بازی وتفریح میگذرانند واشخاص مسن تربه دید و بازدید وگردش درباغ و صحرا. در دید و بازدید البته اول به خانه بزرگترها میروند ، اما کوچکترها و اشخاصی که در مراتب پایین تر قرار دارند نیز هر قدر کم اهمیت وفقیر باشند ، ازطرف بزرگترها همچون اشخاص مساوی مورد بازدید واقع میشوند. نوروزبدینگونه فاصله طبقات را از بین میبرد. بوسیدن یکدیگر و بازی کردن با بچه ها...لباس نو ، غذاهای لذیذ و وصول عیدی است که دراکثرموارد بصورت اسکناس (تازه) و سکه بوده ، سبب میگردد که کودکان و نوجوانان را بلافاصله پس از حلول سال نو ، روانه منازل اقوام ، پدرومادر بزرگها ، عموها ، دایی ها ، عمه ها و خاله ها سازد و ضمن عرض تبریک و تهنیت هدیه نوروزی خود را دریافت دارند.»


سیزده بدر

و سیزدهمین روز نوروز که به نام "سیزده بدر" معروف است ، به انگیزه "نحسی" مردم را به سوی باغ و صحرا و دشت (طبیعت) روانه میسازد. روز سیزدهم هر ماه "تیر" نام داشت که در اوستا و به زبان پهلوی آمده است : «تیر فرشته نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک ، از باران بهره مند میگردد.» گمان میرود که انتخاب روز سیزده برای بیرون ریختن سبزه ها در آب (جویبارها) برای ادای احترام به "دادار" یا

یزدان است و ازاو میخواهند که درسالی که درپیش است ، آب و باران بسیار داشته باشند(آرزویی را داشتند). هدف اصلی این رسم سیزده بدرکه با سرور وشادی ورقص وآواز برگزارمیشود و با تحرک و جنبش همراه است ، علاقه و اشتیاق ایرانیان را به طبیعت ، گیاهان و نباتات نشان میدهد....


سبزه نوروزی آرامگاه کوروش سالهای 1380 شمسی خیامی

چهارشنبه سوری

شب آخرین چهارشنبه قبل ازحلول سال نو که به چهارشنبه سوری معروف است ، آیین زیبا وخاطره انگیزی اجرا میشود. آتش افروزی ایرانیان (در محیط باز) در پیشانی نوروز ازمراسم کهن است و تقریبأ تمامی جشنهای باستانی با آتش که فروغ ایزدی (روشنی ایزدی) است ، بدرقه و پیشباز میشوند. در اوستا آمده است که :«فروردین یا جشن نوروزهنگامی است که " فروهرها" یا " روان های پاک نیاکان" بخاطر

سرکشی بازمندگان ، ازآسمان فرود آیند و ده شبانه روزدر خان و مان پیشین خود بسر برند.»

شادروان استاد ابراهیم پورداود محقق و پژوهشگر معروف (در مورد ایران باستان) پیرامون چهارشنبه سوری بر این باور است که :

«این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال ، پس از سلطه تازیان (مسلمانان عرب) است ، چه ایرانیان شنبه و آدینه (جمعه) نداشتند (چون هفته نداشتند). هر یک از دوازده ماه نزد آنان بی کم و کاست سی روز بود و هر روز بنام یکی ازایزدان خوانده میشد ، چون"هرمزد روز" یا"بهمن روز" یا "اردیبهشت روز" و جزاینان روز چهارشنبه یا یوم الارباغ نزد تازیان روزشوم ونحسی بود. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال را به شب آخرین چهارشنبه که همان غروب سه شنبه باشد ، انداخته اند تا با پیش آمد سال نوازآسیب روزپلیدی(تازیان)چون چهارشنبه برکنارمانند.»

در کهن ترین اثری که ازآتش افروزی سوری یاد شده است ، تاریخ بخارا با ترجمه "ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القبادی" است که درسال 572 اسلامی بفارسی برگردانیده شده وبه برگزاری این جشن درنیمه اول سده چهارم هجری در دربار" منصور بن نوح سامانی" اشاره ای دارد :

«...وچون امیرسدید منصوربن نوح به ملک بنشست ، اندرماه شوال سال به سیصدوپنچاه بجوی مولیان فرمود تا آن سرایها را دیگر بار عمارت کردند وهرچه هلاکت و ضایع شده بود بهتر از آن بحاصل کردند...هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنانکه عادت قدیم است ، آتشی عظیم افروختند...»

از اینکه این جشن در سه شنبه شب گرفته میشود از این رو است که نزد ایرانیان چنانکه نزد بسیاری از گروه های هند و اروپایی (آریاییها) شب پیش از روزبشمارمیرود. در این مراسم مردم بوته وشاخه درختان را در محل مناسبی آتش میزنند و از روی آن می جهند و در موقع جهیدن میگویند : زردی من از تو سرخی تو از من نمایی از شهر ساسانی حدود 500 مهر گمرکات شاهنشاهی هخامنشی و داریوش کبیر به

بعد از میلاد دوران 518 قبل از میلاد


جشن یا یسنا ، ستایش و نیایش یزدان

فروردین ، که گاهی با فرود آمدن فروهرهای نیاکان (ارواح پاک نیاکان) به روی زمین و به دودمان خویش ، شناخته میشود و گاه با بالیدن طبیعت و نوروز نوآیین ، در راه است و خانه تکانی لازمه اش.

نوروز پدیده ای اهورایی ، در جمشید شاه پیشدادی تجلی یافته و بازتابش درجهان هستی به نمایش درآمده و آیین فره مندش را که ستایش نیکی و زیبایی و شادی و فروغ ایزدی است ، میبایستی گرامیش داشت و به جشن نشست. آری با نیک اندیشی و نیک رفتاری و نیک گفتاری به پیشواز فروردین و بهاران میرویم و مقدمش را گرام میداریم. نوروزجشن ملی ما ایرانیان است. درایران قدیم ، از آنجاییکه ایران و سرزمینهای ایران و هفت اقلیم بدست ایرانی و باورهای ایرانی اداره میشد و تعصب نژادی و باورهای دینی مطرود بوده و احترام به ادیان و رسوم دیگر، سرلوحه آیین و باورهای اهورایی بود ("اهورا " یعنی دانا و توانا و اهورامزدا به" خداوند دانا و توانا " گفته میشد) و سرمشق وظایف شاه ، و به پاس اینهمه شایستگی وپادشاهی وظفرمندی و پیشقراولی چهل وشش اقوام مختلف ، ماهانه به جشن و ستایش و نیایش یزدان می نشستیم و تاریخ و تمدن را با دستان خود می نوشتیم.

در آن زمانها 12 جشن ماهانه انجام میگرفت که مهمترینشان جشنهای نوروز و جشنهای مهرگان بود. افزون بر این جشنهای دوازده گانه ، جشنهای دیگری هم داشتیم که یاد آور شادی و رامش و سلامتی ذهنی و جسمی جامعه آنروز روزگار ایرانزمین بود و همانطور که برای جشن های مهرگان آواز های خاصی بود برای نوروزهم آوازهای خاصی داشتیم. ازجمله این آوازه های مشهور زمان ساسانیان میتوان از"نوروز بزرگ" ، "نوروز خردگ" ، "نوروز کیقباد"

و "ساز نوروز" و"باد نوروز" نام برد.

از رامشگران ، خنیاگران وموسیقی دانان معروف زمان ساسانیان و دربار خسرو پرویزمیتوان از"باربد و نکیسا" و.. نام برد .


حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه سروده :

سراینده باش و فزاینده باش

شب و روز با رامش و خنده باش

چو شادی بکاهد ، بکاهد روان

خرد(عقل و دانش) گردد اندرمیان ، ناتوان

(از سرودن این اشعار حدود هزارسال میگذرد. محتوای این اشعار که برای شاد باش نوروزی گفته شده ، درس آیین زمام داریست که از طرف یزدان یا نمایندگان چهارطبقه اجتماعی آنروز ایران به شاهنشاهان ایرانی گفته میشد. این درسهای روانشناسی توده های اجتماعی ، امروزه سرمشق جوامع و فرهنگهای پیشرفته است.فردوسی گوید : اگردر زندگی فردی یک شخص ، یک خانواده ، یک ده ، یک شهر یا یک اجتماع ، شادی و رامش وخوشحالی وتحرک نباشه ، از روح و روان و ذهن و فکرآن شخص یا اجتماع کاسته میشه. و بهنگامیکه فکر و روان آدمی یا اجتماع خسته وفرسوده میشه ، آنموقع خرد آدمی که عقل و دانش است یا خرد اجتماعی آن جامعه ، آن خانواده آن شخص ، ضعیف و معلول وناتوان و درنتیجه نمی تواند خود ، سازنده خود یا خانواده خود یا اجتماع خود باشد وبقولی تاریخش را با دستهای خود بنویسد. بنابراین ازتکامل و انتخاب اصلح بودن هم خبری نیست تا اینکه بخواهیم خود را سرمشق اجتماعات همسایگان سازیم و فزاینده گردیم.)

شاد باش نوروزی

از حماسه سازان سیادت ملی میهنی

حوالی سالهای هزارقبل ازمیلاد بود یا قدری بیشتر ولی گویند هنوز شاه داود به شاهی اسراییل نرسیده بود(شاهی وپیغمبری داود حدود 1005 قبل ازمیلاد بود) و کیانیان و دلیران و پهلوانان ایرانی در سرزمینهای "آریاویچ" و ایران کنونی ، پادشاهی میکردند.

کیخسرو فرزند سیاوش وهمان پادشاهی که برای اولین بارپرچم بزرگ"درفش کاویان"را به هنگام جنگ به سپهسالارسپاه سپرد و سنتی را برپا کرد که تا زمان اواخردوران ساسانیان برقراربود ، درزمان حیاط پدربزرگش کیکاوس که پادشاهی سالخورده و از شاهنشاهان(شاه شاهان) بزرگ بود ، بر اورنگ شاهی ایران و هفت سرزمین نشست.مردمان به شادی و سرور و آوازدهل پرداختند وچون نوروزوشاد باش نوروزی درراه بود ، رستم دستان سیستانی با اندیشه ی نیک و با دستی پرازمهر و سیمایی بشاش و با سبزه گندم نوروزی ، برای شاد باش نوروزی کیخسرو، از سیستان به سوی بارگاه کیخسرو رهسپار پایتخت در دامنه های البرزکوه شد. گویند وقتی ازدوربارگاه کیخسرو نمودارشد ، باد نوشین بامدادی بهاری وزیدن داشت و کیخسرو ازآمدن جهان پهلوان آگاهی یافت. فرزانگان وخسرو زادگان را فرمود تا به آیین کیکاوس ، پذیرایی جهان پهلوان کنند و آنان چنین کردند.

حکیم ابوالقاسم فردوسی صحنه های آنروزی شاد باش نوروزی رستم را ، چنین به ترسیم کشیده :

چو آمد بر شاه کهتر نواز

نوان (شتابان) پیش شه رفت و بردش نماز

ستایش کنان پیش خسرو رسید

که مهر و ستایش مر او را سزید

بر آورد سر ، آفرین کرد و گفت

که بادی همه سالها با تخت جفت

که "هرمزد" ، یارت بدین پایگاه (هرمزد ، خداوند جان و خرد)

چو "بهمن" ، نگهدار تخت و کلاه (بهمن ، فرشته یا ایزد نماد نیک اندیشی)

همه ساله "اردیبهشت" هژیر (ارذیبهشت ، فرشته نیک روی و بهترین راستی)

نگهبان تو باد "بهرام" و "تیر" (بهرام ، فرشته دور کننده بدی و تیر فرشته باران)

ز "شهریر" بادی تو پیروزگر (شهریریا شهریور، فرشته نیروی معنوی و شهریاری)

به نام و بزرگی و فر و هنر

"سپندارمذ" ، پاسبان تو باد (سپندارمذ ، یا اسفند فرشته عشق و فروتنی)

خرد(عقل و دانش) ، جان روشن روان تو باد

"دی" و "فرودینت" خجسته بواد (دی ، فرشته روشنایی بی پایان و فروردین ، روانهای پاک نیاکان)

در(دروازه) هر بدی ، بر تو بسته باد

از "آذرت" ، رخشنده شب ، همچو روز (آذر ، رخشنده شبهای تیره گون و همچو روز)

تو شادان و ، تاج تو گیتی فروز

و ز "آبانت" هم کار فرخنده باد (آبان ، فرشته آب آبادانی)

سپهر روان پیش تو بنده باد

تن چارپایانت "امرداد" باد (امرداد ، فرشته جاودانگی و بیمرگی)

همیشه تن و بخت تو شاد باد

تو را باد فرخ نیا و نژاد

ز "خورداد" بادا بر و بوم شاد (خورداد ، فرشته تکامل)

....

نیایش و آرزوهای نوروزی

ای اهورا مزدا

ای خداوند دانا و توانا

به پاس این همه دهش

این همه داده های نیکی گوهر

می ستاییم تو را ، می سروریم تو را

بهنگام زایش مهرت ، آذرت ، آبا نت.

دراین نو آیین روز ، نوروز دل فروز

آرزومندیم ، آرزو داریم ، که در بند یم.

آرزو داریم از آن انسان دلبند ت

از آن گفتار و کردار نکو چهرش

از آن راستی و درستی ، در نکو پندارش.

ای خداوند جان و خرد

حافظ تن و روان منت

در این گاه مینوی تو

نویسنده : گاهشمارخورشیدی خیامی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 28 اسفند 1390
yasin talakar
جمعه 18 فروردین 1391 09:48 ق.ظ
عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر